مؤلف مجهول
128
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
بود . مغل مسلط شد . چنان خرابى كردند در املاك مسلمانان كه به وصف نگنجد . سيزدهم ماه صفر عزم قيصريه كرد . هژده روز بيرون شهر قونيه فروذ آمذه بوذ . از هژده سال درازتر نمود . هر روز تا شب روز ميكردند . مردمان از جان خود عاجز شذه بوذند . در آن هژده روز دوبار بولايت قرامان تاختن كردند . قتل و غارت كردند . از آنجا بقيصريه رفت . قرب شش ماه از در قونيه تا شهر لاذيق چنان آشوب بود كه مرغ نمىپريد . چون رفتن كيغاتو را تركان شنيدند باز حركت كردند . از هر طرف تاختن و خرابيها مىكردند . باز آشوب پيدا شد . روز يكشنبه يازدهم ماه شعبان سنهء احدى و تسعين و ستمايه تركان قرامان باز تاختن آورد [ ند ] . كردوانكرد قونيه قبيله را زدند . از گاو و گوسفند هرچه يافتند بردند ، بعد از پنج روز ديگر باز تاختن كردند . از اسير و گاو و گوسفند زدند . غآرت عظيم كرد [ ند ] . [ گ 43 آ ] لشكر قونيه در پى رفتند . بعضى را كشتند و بعضى را گريزانيدند . گاو و گله را بازگردانيدند . دو كس از خويشاوندان پسر قرامان كشته شذه بوذ . از آن كينه خليل بهادر با لشكر انبوه بقرق پيكار « 1 » فروذ آمذ به قصد قونيه . ملك فرموذ كه جوانان آماذهء كارزار شدند . روز عيد قربان آمد . اهل شهر از تركان در خوف بود [ ند ] . ملك برادر سلطان مسعود فرموذ كه تمامت سروران پر سلآح شدند . بعظمت تمام خطيب را بميدآن بردند . بفراغت تمام نماز عيد را گزاردند . بعد از روز چند مردمان پسر اشرف قلعهء كواله را در ميان شب دزديدند . بيم آشوب بدل مردمان افتاذ . اين واقعه در پانزدهم مآه ذى الحجه بوذ . سنهء اثنى و تسعين و ستمايه . « 2 » پيادگان « 3 » آغاز كردند بغآرت باغها و سوختن خانها [ خانهها ] . چهل روز در دست اشرفيان بوذ . اهل قونيه در عذآب بوذ [ ند ] . جمال الدين برادر سلطآن [ و ] سروران قونيه باتفاق نامه فرستادند كه اين كار كه كردى كار بزرگست قلعهء كواله لقمهء بزرگست و كليد ممالك روم است . نسل مغل منقطع
--> ( 1 ) . اصل : بيكار . ( 2 ) . 692 . ( 3 ) . اصل : پيادهگان .